• Delete
  • Edit
park

باغ پسته محمد علی بیگی

Garmsār, Semnan Province

About

باغ پسته محمد علی بیگی is a park, located at Garmsār, Semnan Province, Iran. They can be contacted via phone at +98 912 231 2204 for more detailed information.

Location :
Garmsār, Semnan Province
Contacts :

Added by Jopie, at 20 November 2016

Add missing information

Add email
Add business description
Add website
Add Social Media
Add Products and Services

2 Reviews

  • آراد تهرانی
    12 February 2017

    درختان زیتون به خاطر سبز بودن برگهای درختانش در تمام فصول سال از زیبایی خاصی برخوردار است.و خواصی که میوه این درخت دارد طرفداران زیادی را به خود جلب نموده است.درختان زیتون در ارقام ایرانی و خارجی موجود میباشد.ارقام ایرانی بومی ایران میباشد که بیشتر در نواحی استان گلستان .برخی شهرهای جنوب و سایر نواحی کشور زیر کشت میباشد.
    ارقام خارجی هم از کشورهای سوریه.اردن.ترکیه.اسپانیا و ایتالیا وارد کشور و پرورش داده شده است.
    حدود چند سالی است که در استان سمنان بویژه شهرستان گرمسار کاشت نهال زیتون طرفداران زیادی را به خود جلب نموده و زیر کشت میبرند.
    در سال ۱۳۹۴ تصمیم گرفتم حدود ۲۰۰ اصله نهال زیتون رقم زرد بومی ایران و سایر ارقام خارجی سازگار با اب و هوای گرم و خشک گرمسار در روستای غیاث آباد شهرستان درختکاری نمایم.
    همچنین از درختان انار.انگور.اجیر.نارنج و سایر درختان نیز استفاده نموده ام.

    تشکر
    محمد علی بیگی
    زمستان ۱۳۹۵

    response / report this review
  • Jean کلود
    27 November 2016

    طبیعت را در کنار خود ببینید و لذت ببرید.
    بگذاید حسی در شما بوجود بیاید تا بیشتر به خداوند نزدیک شوید و از نعمتهایش بهره بگیرید.
    یکی از روزها که وقت آزاد بیشتری دارید با کمی تامل و اندیشه به اطراف خود نگاه کنید که چه دیدیم و در ادامه به فکر فرو بروید.
    اگر چندین سالی از مخلوقتان عمری گرفته باشید به درستی به تعییرات و تحولاتی که در پیرامون محیط زندگی امان صورت گرفته پی خواهیم برد و اولین سخنی که به ذهنمان خطور خواهد کرد و در ادامه به آه و افسوس منتهی خواهد شد این است که چه زندگی راحت ومحبت آمیزی داشتیم و در یک خانه گلی ساخته شده با خشت که داخل آن با تاقچه های زیبا و آشپزخانه ای در پستو با پنچره های چوبی و سقف پوشیده شده با تیر در وسط باغ درختان انگور.انجیر و انار خاطرات کودکی را به شکل قابل توجهی به تصویر میکشد.
    من با شما و شما با آنها و آنها با من دوست بودند تا زمانیکه تیغه تیز تبر کمر درخت را خم کرد و شاخ و برگ زیبایش فرو ریخت و آن شکوفه های سفید بهاری و میوه های تازه تابستانی دیگر خبری ازآنها نبود و حالا آن قامت سر به فلک کشیده که سالیان سال حیات بسیاری از مخلوقات را با خود بهمراه داشته بود تبدیل به کاغذی مچاله شده در سطل های زباله شهر ما شد.
    وقتی او رفت چه بسا خیلی ها را با خودش برد و شاید تا مدتهای مدیدی نخواهند به خانه برگردند .شاید قهر یک درخت پایان سبزی باشد که خودمان خواسته یا ناخواسته در دنیای مدرن به آن رقم زدیم .
    آب مایه حیات رفت.او که با پیمودن مسیرهای طولانی و در لابلای دره ها و کوههای پر پیچ و خم به سمتمان می امد و یا از قعر زمین بواسطه چشمه ای زلال اشکها را شستشو میداد دیگر نیستند و همانند درختمان سرنوشتی تلخ داشت و برای همیشه خود را در تنهایی خود فرو برد و به اعماق زمین سفر طولانی اش را شروع کرد و آهسته زمزمه کرد که دیگر بر نمیگردم.
    جوی آب کنار باغ دوستان وفادار ی داشت .به راستی به یاد بیار آن قورباغه سبز کوچک که وقتی سایه ای میدید به تو پناه می اورد و آن هنگام او را در کنار خود پنهان میکردی که مبادا زیر پای آدمی مرگ را بیابد.
    اما نتوانستی از او به خاطر پرنده ای که او را به چنگ آورد محافطت کنی و شاید توانستی و بفکر جوجه های گرسنه پرنده بودی.
    آن مار سیاه را بیاد داری که لانه ای در جوارت داشت او را سیراب میکردی و برای زنده ماندنش یادش دادی که مانند درخت شو و سر به اسمان بگیر تا هنگام راز و نیاز بتوانی پرنده شکار کنی و مار توسط انسان بواسطه خشکیده شدن جوی اب از سرزمین خود رانده شد.
    بیایید زندگی دوباره را به طبیعت برگردانیم.
    به امید طبیعتی سبز

    response / report this review

Rate & Write Reviews